صفحه اصلی

چرا وقتی تشخیص برای شما، سندرم روده تحریک پذیر (IBS) است، توصیه می شود به روانشناس مراجعه کنید؟

بسیاری از افراد زمانی که پزشک به آنها توصیه می کند که به روانشناس مراجعه کنند، دچار پریشانی و اضطراب می شوند. این واکنش اغلب از این باور ناشی می‌شود که ارجاع به یک روانشناس، فرضیاتی را در مورد علائم «همه در سر شما» یا نتیجه «بیماری روانی» به همراه دارد.

منبع: MED.UNC.EDU

ترجمه: نرگس حسینی نیا

اینها دو تا از بزرگترین تصورات غلط در مورد عملکرد روانشناسی در یک محیط پزشکی هستند و اغلب می توانند مانع از دستیابی بیماران به کاهش معنی دار علائم شوند. در این مبحث، امیدوارم برخی از این تصورات نادرست، در مورد روانشناسی را در یک محیط پزشکی برطرف کنیم، و با انجام این کار، چند مورد از مزایایی را که ممکن است بتوانید در کار با یک روانشناس برای رسیدگی به علائم سندرم روده تحریک پذیر  خود به دست آورید، بیان کنم.

  • اول از همه اینکه، مشکلات جسمی شما واقعی است!
  • اگر پزشک به شما توصیه می کند که با یک روانشناس ملاقات کنید، به این معنی نیست که علائم “همه در سر شما هستند” یا نتیجه یک  “بیماری روانی” هستند.
  • تجربه شما از سندرم روده تحریک پذیر  احتمالاً برای شما ناتوان کننده خواهد بود و می تواند تأثیرات گسترده ای بر روی خودتان، عزیزان شما و فعالیت هایی که می خواهید در آن شرکت کنید داشته باشد.
  • اگر احساس بیماری می کنید و علائم زیادی از سندرم روده تحریک پذیر  دارید، ممکن است سطح استرس و ناراحتی بیشتری را نیز تجربه کنید. این استرس و ناراحتی به چرخه ای از بدتر شدن علائم کمک می کند که می تواند به سندرم روده تحریک پذیر  شدیدتر تبدیل شود.
  • روانشناسان و پزشکان با شما همکاری می کنند تا این چرخه را قطع کنید و به شما کمک کنند تا تعداد و شدت علائم خود را کاهش دهید. روانشناس بر افکار، احساسات و رفتارهایی تمرکز می‌کند که مانع مقابله مؤثر با علائم زیست‌پزشکی می‌شوند و همچنین بر آموزش شما و اطرافیان تمرکز دارد. یکی از سوالاتی که ممکن است هنگام ورود به دفتر روانشناس از شما پرسیده می شود؛ این است که “چه اقداماتی برای مراقبت از خود انجام می دهید؟” افزایش تعداد رفتارهای خودمراقبتی خوبی که در حال اجرای آنها هستید، اغلب جای خوبی برای شروع درمان علائم شما است.

گاهی اوقات بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر با بار سنگین استرس ها و شرایط زندگی گذشته دست و پنجه نرم می کنند. در حالی که صحبت کردن در مورد این رویدادها گاهی اوقات می تواند مفید باشد. نیازی نیست که تمرکز، درمان باشد تا پیشرفت را مشاهده کنید. اغلب، یادگیری داشتن خوابِ خوب، بهداشت، کاهش استرس، و سایر راهبردهای مقابله ای برای مواجهه با موقعیت ها می تواند کمک زیادی به شما کند که به جای اینکه احساس کنید سندرم روده تحریک پذیر  شما را کنترل می کند، شما بیشتر بر علائم خود کنترل دارید. افزایش کنترل بر علائم، یکی دیگر از گام‌های بهبود سندرم روده تحریک پذیر  است. اغلب، افراد ناراحتی مربوط به مشکلات و مشکلات ناشی از علائم سندرم روده تحریک پذیر  را بیشتر تجربه می کنند تا خود علائم سندرم روده تحریک پذیر . به عنوان مثال، گاهی اوقات بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر  به دلیل ترس از بی اختیاری، هنگام خروج از خانه یا هر محیط “معروف” مضطرب می شوند. با گذشت زمان، این ترس افزایش می‌یابد و مکان‌ها و فعالیت‌های کمتری «امن» تلقی می‌شوند که منجر به کناره‌گیری از فعالیت‌هایی می‌شود که قبلاً از آنها لذت می‌بردید. این ترس یا “اضطراب پیش بینی” بخشی از یک چرخه معیوب است که در واقع می تواند علائم شما را بدتر کند یا حتی به یک دوره بی اختیاری کمک کند. از طریق مهارت آموزی و تمرین‌های رفتاری توسعه‌یافته، روان‌شناس می‌تواند به شما کمک کند این ترس‌ها را کاهش دهید و دوباره در فعالیت‌هایی که می‌خواستید شرکت کنید، در نتیجه به شما کمک می‌کند چرخه معیوب علائم خود را بشکنید.

[اسلایدشو "3" یافت نشد]

روانشناسان همچنین برای بررسی رفتارها، افکار و احساساتی که مانع از مقابله موثر با علائم سندرم روده تحریک پذیر  شما می شوند، با شما همکاری می کنند. درست مانند پزشکان، هدف نهایی ما به عنوان روانشناس این است که خودمان را غیرضروری کنیم. ما این کار را با کمک به شما در توسعه مهارت‌های خود انجام می‌دهیم که به شما امکان می‌دهد موقعیت‌های چالش‌برانگیز را به طور مؤثرتری توسط خودتان مدیریت کنید. اگر با یک تشخیص پزشکی زندگی می کنید، به احتمال زیاد در حال حاضر “توصیه های” زیادی از اطرافیان خود دریافت کرده اید. به احتمال زیاد، یک روانشناس به شما “نصیحت” نمی کند. در عوض، او با شما همکاری خواهد کرد تا برنامه خود را برای رسیدگی به علائمی که شما را آزار می دهد، ایجاد کنید. برنامه ها و دستورالعمل های درمانی با هدف کلیِ کمک به بهبود تصویر علائم خود به صورت مشترک ایجاد می شوند.

[اسلایدشو "3" یافت نشد]

پس روانشناسی چگونه کار می کند؟

هیچ جادویی وجود ندارد. سندرم روده تحریک پذیر  یک تشخیص است که شامل حساس شدن انتهای عصبی در دستگاه گوارش است. این حساسیت می تواند از منابع مختلف (عفونت، التهاب، استرس قابل توجه یا فعال شدن مزمن سیستم عصبی خودمختار) رخ دهد. این حساسیت باعث افزایش حجم علائم شما می شود. یکی از راه‌هایی که روان‌شناسان می‌توانند با شما کار کنند این است که به شما راه‌هایی را برای کاهش سرعت واکنش سیستم عصبی خودمختار، با استفاده از ابزارهای آرام‌سازی پیشرونده عضلانی، تصویرسازی هدایت شده، تمرکز متمرکز یا حتی بیوفیدبک آموزش دهند.

اساساً، یادگیری و تمرین این رفتارها، بر کاهش حجم علائم شما تأثیر می گذارد و می تواند تعداد روزافزونی از روزهای کم علائم را برای شما رقم بزند. سندرم روده تحریک پذیر  یک بیماری مزمن است. هیچ قرص جادویی وجود ندارد که علائم شما را از بین ببرد یا ساعت را به زمان «قبل از شروع همه چیز» برگرداند. به همین دلیل، تمرکز نهایی درمان با روانشناس، به حداقل رساندن ضعف و ناراحتی ای است که در نتیجه‌ی علائم خود، احساس می کنید.

[اسلایدشو "3" یافت نشد]

این نکته مهم است که؛ فقط به این دلیل که یک روند بیماری، مزمن یا طولانی مدت است به این معنی نیست که شما باید از آن رنج ببرید. کار با روانشناس یکی از راه های دسترسی به طیف وسیعی از ابزارهای جدید برای زندگی با سندرم روده تحریک پذیر  است.

کار با یک روانشناس تنها بخشی از این رویکرد درمانی است و نشان داده شده است که مکملِ موثری برای درمان زیست پزشکی است. با استفاده از ترکیبی از ابزارها و طرح های مورد بحث در این مبحث، بیماران می توانند کاهش قابل توجهی در علائم خود مشاهده کنند.

درد چیست؟ منظور از درد حاد و یا مزمن چیست؟

وقتی سیگنال ها از طریق رشته های عصبی برای تفسیر به مغز می رسند، افراد احساس درد می کنند. این مسئله اغلب نتیجه آسیب بافتی است و به بدن اجازه می دهد تا به آن واکنش نشان دهد و از آسیب جلوگیری کند.

تجربه درد برای هر فردی متفاوت است و راه های مختلفی برای احساس و توصیف درد وجود دارد. این تنوع در برخی موارد می تواند تعریف و درمان درد را چالش برانگیز کند.

منبع:medicalnewstoday.com

ترجمه: نرگس حسینی نیا

درد می تواند کوتاه مدت یا طولانی مدت باشد و در یک مکان باقی بماند یا در سراسر بدن پخش شود.

در این پست به علل و انواع مختلف درد، راه های تشخیص آن و نحوه مدیریت حس ها می پردازیم.

[اسلایدشو "3" یافت نشد]

علل

افراد زمانی احساس درد می کنند که اعصاب خاصی به نام گیرنده های درد، آسیب بافتی را شناسایی کرده و اطلاعات مربوط به آسیب را در طول طناب نخاعی به مغز منتقل می کنند.

به عنوان مثال، لمس یک سطح داغ پیامی را از طریق یک قوس بازتابی در نخاع ارسال می کند و باعث انقباض فوری عضلات می شود. این انقباض دست را از سطح داغ دور می کند و آسیب بیشتر را محدود می کند.

این رفلکس قبل از رسیدن پیام به مغز اتفاق می افتد. هنگامی که پیام درد می رسد، باعث می شود که فرد احساس ناخوشایندی کند – درد.

تفسیر مغز از این سیگنال ها و کارایی کانال ارتباطی بین گیرنده های درد و مغز نحوه تجربه درد را به فرد دیکته می کند.

مغز همچنین ممکن است مواد شیمیایی حس خوب مانند دوپامین را برای مقابله با اثرات ناخوشایند درد آزاد کند.

در سال 2011، محققان تخمین زدند که درد سالانه بین 560 تا 635 میلیارد دلار هزینه درمان، دستمزدهای از دست رفته و روزهای از دست دادن کار برای ایالات متحده هزینه دارد.

انواع

درد می تواند حاد یا مزمن باشد منبع مورد اعتماد.

درد حاد

این نوع درد عموماً شدید و کوتاه مدت است. به این صورت است که بدن فرد را از آسیب یا آسیب بافتی موضعی آگاه می کند. درمان آسیب زمینه ای معمولاً درد حاد را برطرف می کند.

درد حاد واکنش جنگ یا گریز بدن را تحریک می کند که اغلب منجر به ضربان قلب و سرعت تنفس سریع تر می شود.

انواع مختلفی از درد حاد وجود دارد:

درد جسمی: فرد این درد سطحی را روی پوست یا بافت های نرم درست زیر پوست احساس می کند.

درد احشایی: این درد از اندام‌های داخلی و پوشش‌های حفره‌های بدن منشا می‌گیرد.

درد ارجاعی: فرد درد احشایی را در مکانی غیر از منبع آسیب بافتی تجربه می کند. به عنوان مثال، افراد اغلب در هنگام حمله قلبی شانه درد را تجربه می کنند.

[اسلایدشو "3" یافت نشد]

درد مزمن

این نوع درد به مراتب بیشتر از درد حاد طول می کشد و اغلب درمان ندارد. درد مزمن می تواند خفیف یا شدید باشد. همچنین می تواند مداوم باشد، مانند آرتریت، یا متناوب، مانند یک دوره میگرن. درد متناوب در موارد مکرر رخ می دهد اما بین شعله ور شدن متوقف می شود.

واکنش‌های جنگ یا گریز سرانجام در افراد مبتلا به درد مزمن متوقف می‌شود، زیرا سیستم عصبی سمپاتیک که این واکنش‌ها را تحریک می‌کند با محرک درد سازگار می‌شود.

اگر موارد کافی از درد حاد رخ دهد، می توانند سیگنال های الکتریکی را در سیستم عصبی مرکزی (CNS) ایجاد کنند که باعث تحریک بیش از حد رشته های عصبی می شود.

این اثر به عنوان “Windup” شناخته می شود، که تجمع سیگنال های الکتریکی را با یک اسباب بازی باد کردن مقایسه می کند.

پیچیدن یک اسباب بازی با شدت بیشتر باعث می شود که اسباب بازی برای مدت طولانی تری سریعتر کار کند. درد مزمن نیز به همین صورت عمل می کند، به همین دلیل است که فرد ممکن است مدت ها پس از رویدادی که برای اولین بار آن را ایجاد کرده احساس درد کند.

توصیف درد

روش‌های تخصصی‌تر دیگری برای توصیف درد وجود دارد.

شامل:

  • درد نوروپاتیک: این درد به دنبال آسیب به اعصاب محیطی که مغز و نخاع را به بقیه بدن متصل می کند، رخ می دهد. می تواند مانند شوک الکتریکی احساس شود یا باعث حساسیت، بی حسی، سوزن سوزن شدن یا ناراحتی شود.
  • درد فانتومی: درد فانتومی پس از قطع عضو ایجاد می شود. این به احساسات دردناکی اشاره دارد که انگار از اندام گم شده می آیند.
  • درد مرکزی: این نوع درد اغلب به دلیل انفارکتوس، آبسه، تومور، دژنراسیون یا خونریزی در مغز و نخاع رخ می دهد. درد مرکزی ادامه دارد و از خفیف تا بسیار شدید متغیر است. افراد مبتلا به درد مرکزی احساس سوزش، درد و فشار را گزارش می دهند.

دانستن نحوه توصیف درد می تواند به پزشک کمک کند تا تشخیص دقیق تری ارائه دهد.

[اسلایدشو "3" یافت نشد]

تشخیص

توصیف ذهنی یک فرد از درد، در تشخیص به پزشک کمک می کند.

هیچ مقیاس عینی برای تشخیص نوع درد وجود ندارد، بنابراین پزشک سابقه درد را بررسی می کند.

پزشکان از فرد می خواهند که موارد ذیل را شرح دهد:

  • ویژگی همه دردها، مانند سوزش، نیش زدن، یا چاقو زدن
  • محل، کیفیت و پراکندگی درد، به این معنی که فرد درد را در کجا احساس می‌کند، چه احساسی دارد، و به نظر می‌رسد که تا چه اندازه گسترش یافته است.
  • چه عواملی باعث تشدید و تسکین درد می شود
  • زمان هایی که درد در طول روز رخ می دهد
  • تأثیر آن بر عملکرد روزانه و خلق و خوی فرد
  • درک فرد از درد خود

چندین سیستم می توانند درد را شناسایی و درجه بندی کنند. با این حال، مهم ترین عامل در تشخیص دقیق، ارتباط واضح بین فرد و پزشک است.

سندرم روده تحریک پذیر (IBS)

سندرم روده تحریک پذیر (IBS) یکی از شایع ترین بیماری های دستگاه گوارش است. IBS، در غیاب هر بیماریِ مُسَبِب دیگری، به عنوان وجود درد یا ناراحتی شکمی با تغییر عادات روده تعریف می شود. تشخیص IBS از زمان اولین کشف آن تا کنون تکامل یافته است و امروزه از معیارهای تشخیصی Rome IV برای تشخیص IBS استفاده می شود. بسته به زیر کلاس IBS، علائم را می توان با انواع داروها و عوامل غیردارویی مدیریت کرد. با این وجود، درمان IBS باید فردی باشد و یک عامل مهم در مدیریت، رابطه قوی بیمار و پزشک است. این فعالیت ارزیابی و مدیریت را باهم بررسی می کند و نقش تیم بین حرفه ای را در شناخت و مدیریت این شرایط برجسته می کند.

علت IBS گسترده است و به وضوح درک نشده است. با این حال، تحرک، احساس احشایی، تعامل مغز و روده و ناراحتی روانی اجتماعی می توانند در ایجاد IBS نقش داشته باشند.

منبع: نیکلاس پاتل و کارن شاکلفورد (۲۰۲۲)

ترجمه: نرگس حسینی نیا (۱۴۰۱)

نزدیک به 12 درصد از بیماران برای شکایات مربوط به IBS به دنبال مراقبت های پزشکی در مراقبت های اولیه هستند. مطالعات نشان داده اند که شیوع IBS بین ده تا پانزده درصد است. با این حال، اکثر این بیماران به دنبال مراقبت های پزشکی نیستند.

IBS در آمریکای جنوبی تقریباً 21 درصد و کمترین میزان شیوع آن در آسیای جنوب شرقی با 7 درصد است. در ایالات متحده، کانادا، علائم IBS 1.5 تا 2 برابر بیشتر از مردان در میان زنان شایع است. علاوه بر این، زنان بیشتر احتمال دارد که درد شکم و یبوست را گزارش کنند، در حالی که مردان بیشتر احتمال دارد اسهال را گزارش کنند. شیوع IBS نیز با افزایش سن کاهش می یابد. IBS همچنین می تواند به تشخیص های خاص تری تقسیم شود که شامل IBS با اسهال (IBS-D)، IBS با یبوست (IBS-C) و IBS با الگوهای روده مختلط (IBS-M) می شود. شیوع این سه تشخیص در ایالات متحده و اروپا متفاوت است. در ایالات متحده، توزیع برابری از این تشخیص ها وجود دارد، در حالی که، در اروپا، IBS-C یا IBS-M می تواند شایع تر باشد.

آسیب شناسی (پاتوفیزیولوژی)

پاتوفیزیولوژی IBS گسترده است و شامل ناهنجاری هایی از جمله حرکت، احساس احشایی، تعامل مغز و روده و پریشانی روانی-اجتماعی است. یکی از این موارد معمولاً در اکثر بیماران IBS قابل مشاهده است. با این حال، همه علائم را نمی توان به آنها نسبت داد. مطالعات اخیر همچنین نشان داده‌اند که تغییر فعال‌سازی سیستم ایمنی روده و میکروبیوم روده و کولون با IBS مرتبط است. عوامل محیطی در ایجاد IBS عبارتند از استرس های اولیه زندگی، عدم تحمل غذایی، آنتی بیوتیک ها و عفونت های روده ای. بیماران اغلب شکایت دارند که علائم IBS مربوط به مصرف غذا است. با این حال، یک آلرژن غذایی واقعی سهم محدودی در IBS دارد

IBS معمولاً شامل درد یا ناراحتی شکمی، تغییر عادات روده همراه با یبوست، اسهال یا هر دو است. سایر شکایات در بیماران مبتلا به IBS شامل نفخ، اتساع، علائم ناشی از مصرف غذا و تغییر در محل درد و الگوی مدفوع با گذشت زمان است. علائم نگران کننده شامل شروع بعد از سن 50 سالگی، علائم شدید یا پیشرونده، کاهش وزن غیر قابل توضیح، اسهال شبانه، خونریزی مقعدی، کم خونی فقر آهن، یا سابقه خانوادگی بیماری های گوارشی ارگانیک مانند سرطان روده بزرگ، بیماری سلیاک یا التهابی است.

ارزیابی

اگر هیچ یافته هشدار دهنده ای وجود نداشته باشد (کاهش وزن، هماتوشزی، کمبود آهن)، انجام آزمایش های تشخیصی معمول توصیه نمی شود. اگر علائم معمولی IBS نیستند یا علائم هشدار وجود دارند، باید شمارش کامل سلول‌های خون، پانل متابولیک جامع، نشانگرهای التهابی مانند سرعت رسوب گلبول‌های قرمز یا پروتئین واکنش‌گر C و سطح هورمون محرک تیروئید بررسی شود.  اگر اسهال غالب است، لکوسیت‌های مدفوع و آزمایش‌های مدفوع برای کلستریدیوم دیفیسیل، ژیاردیا و کریپتوسپوریدیوم، در صورت لزوم، باید تجویز شود. آزمایش برای بیماری سلیاک نیز ممکن است مورد نیاز باشد و ترانس گلوتامیناز بافتی یا TTG-IgA را می توان به دست آورد. زمانی که سابقه خانوادگی بیماری التهابی روده، سرطان روده بزرگ یا علائم هشدار دهنده وجود داشته باشد، کولونوسکوپی ممکن است مفید باشد. اگر بیمار اسهال داشته باشد، نمونه برداری تصادفی باید در کولونوسکوپی انجام شود.

درمان / مدیریت

یکی از مهمترین اهداف در مدیریت بیماران IBS، ایجاد یک رابطه قابل اعتماد بیمار-پزشک با گوش دادن فعالانه، نشان دادن همدلی و تعیین انتظارات واقع بینانه برای درمان است.  IBS یک اختلال مبتنی بر علائم است و بنابراین اهداف درمانی با هدف رفع علائمی مانند درد، نفخ، گرفتگی عضلات، و اسهال یا یبوست است. برای یبوست، مکمل‌های فیبر و ملین‌ها می‌توانند مفید باشند، در حالی که در افراد مبتلا به اسهال، داروهایی مانند لوپرامید یا پروبیوتیک‌ها می‌توانند مفید باشند. علاوه بر این، افزایش فعالیت بدنی می تواند زمان عبور کولون را افزایش دهد و علائم را بهبود بخشد. بیماران همچنین اغلب مصرف غذا را با علائم IBS مرتبط می کنند. غذاهایی مانند محصولات گندم، پیاز، میوه‌ها، سبزیجات، سوربیتول و برخی از لبنیات می‌توانند شامل کربوهیدرات‌های با زنجیره کوتاه، کم جذب و بسیار قابل تخمیر باشند که به نام FODMAP شناخته می‌شوند. FODMAPs با افزایش علائم گوارشی در بیماران IBS ارتباط دارد. بیمارانی که علائم شکمی ثابت و مزمن دارند اغلب می‌توانند به داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای با دوز پایین (TCAs) یا مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRIs) پاسخ دهند.

ریفاکسیمین یک آنتی بیوتیک با طیف وسیع غیر قابل جذب است که گاهی برای درمان بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر استفاده می شود. اثربخشی ریفاکسیمین در بیماران مبتلا به IBS به عنوان شواهدی برای حمایت از این ایده استفاده می شود که رشد بیش از حد باکتری ها در علت IBS نقش دارد.

تشخیص های افتراقی

تشخیص افتراقی IBS گسترده است و در نهایت به این بستگی دارد که آیا بیمار اسهال یا یبوست غالب دارد یا خیر. اگر بیمار مبتلا به IBS با اسهال باشد، تفاوت‌ها شامل عدم تحمل لاکتوز، مصرف کافئین، مصرف الکل، عفونت‌های گوارشی (ژیاردیا، آمیب، HIV)، بیماری التهابی روده، اسهال ناشی از دارو (مصرف آنتی‌بیوتیک، مهارکننده پمپ پروتون، ضد التهاب غیر استروئیدی است. داروها، مهارکننده های ACE، شیمی درمانی)، بیماری سلیاک، بدخیمی ها، سرطان کولورکتال، پرکاری تیروئید، VIPoma و کولیت ایسکمیک. اگر یبوست علائم غالب باشد، تفاوت ها می تواند شامل مصرف ناکافی فیبر، بی تحرکی، بیماری پارکینسون، مولتیپل اسکلروزیس، آسیب ستون فقرات، دیابت، کم کاری تیروئید، هیپرکلسمی، ناشی از دارو (افیون ها، مسدود کننده های کانال کلسیم، داروهای ضد افسردگی، کلونیدین) باشد. انسداد روده، اندومتریوز و بیماری دیورتیکولی. اگر شرح حال بیمار حاکی از یکی از این بیماری ها باشد، باید آزمایش های آزمایشگاهی مناسب انجام شود.

پیش آگهی

IBS پیش آگهی خوبی دارد و بعید است که تشخیص در پیگیری تغییر کند. استفاده از خدمات بهداشتی سرپایی توسط بیماران IBS در صورت ایجاد تعامل مثبت پزشک و بیمار می تواند کاهش یابد.

طبقه بندی

IBS را می توان به IBS-C، IBS-D یا IBS-M طبقه بندی کرد. اگرچه برخی از درمان‌ها بین گروه‌ها یکسان است، اما هر زیر طبقه‌بندی منحصربه‌فرد است و درمان‌های متفاوتی دارد که بر علائم مختلف متمرکز است.

عملکرد تیم سلامت

IBS می تواند یک سندرم بسیار ناتوان کننده برای بیماران باشد و نشان داده شده است که دلیل بسیار رایجی برای مراجعه به پزشک است. وجود یک رویکرد بین حرفه ای در مورد مراقبت از این بیماران بسیار مهم است زیرا می تواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد، داروهای مورد نیاز را کاهش دهد و علائم IBS را بسیار بهتر مدیریت کند.این تیم می تواند شامل ارائه دهندگان مراقبت های اولیه، متخصصین گوارش، روانشناسان، پرستاران آموزش دیده تخصصی و داروسازان باشد.

وقتی درگیر پروسه ناباروری هستیم به روانشناس مراجعه کنیم یا خیر؟

مراجعانِ مشاوره روانشناختی ناباروری را می توان به دو دسته از مراجعه کنندگان تقسیم کرد. یک دسته افرادی که از کلینیک های پزشکی ناباروری به مشاوره روانشناختی ارجاع داده شده اند(مشاوره اجباری) و دسته دیگر افرادی که به خواست خودشان برای مشاوره روانشناختی ناباروری مراجعه کرده اند.

ترجمه و تدوین: نرگس حسینی نیا – روانشناس سلامت

این واقعیت که این خدمات اجباری است ممکن است به این معنی باشد که افراد تمایلی به بحث در مورد هر موضوعی به طور آشکار ندارند و/یا نسبت به هدف واقعی جلسه مشکوک هستند (یعنی حمایت یا غربالگری؟- منظور مجوز روانشناس جهت انجام روش درمانی خاص یا ادامه فرایند درمان-)   موضوعات اصلی مورد بحث در مشاوره اجباری ممکن است در درجه اول به پردازش اطلاعات پزشکی و پیامدهای درمان مربوط باشد تا مسائل احساسی. مشاوره داوطلبانه نیز هرچند ممکن است باعث نگرانی در مورد غربالگری شود، اما از آنجایی که بیمار شروع کننده مشاوره است، معمولا تمایل بیشتری برای غلبه بر این ترس ها وجود دارد. بنابراین مشاوره با افرادی که خودشان مراجعه می کنند، بیشتر روی جنبه های هیجانی ناباروری و درمان آن، به ویژه مسائلی که باعث ناراحتی فعلی می شوند، تمرکز می کنند، سپس بر جنبه های پزشکی درمان.

با این حال، قابل توجه است که افراد ناباروری که تجربه مشاوره روانشناختی را دارند،  تجربه مشاوره را بدون توجه به اجباری (کانولی و همکاران، 1993) یا داوطلبانه (استوارت و همکاران، 1992) بودن آن، مثبت ارزیابی می کنند. این وظیفه مشاور است که اطمینان حاصل کند که بیماران در طول هر یک از انواع مشاوره احساس راحتی می کنند.

یک موضوع مرتبط، این یافته است که تعداد کمی از افرادی که در پروسه درمان ناباروری هستند، داوطلبتانه به دنبال مشاوره روانشناختی می باشند. بیماران دلایل زیادی برای عدم پذیرش پیشنهادهای مشاوره دارند و این دلایل بسته به اینکه آیا آنها پریشانی بالایی را تجربه می کنند یا نه متفاوت است. به عنوان مثال، بسیاری از بیماران احساس می‌کنند با استفاده از منابع مقابله‌ای در دسترس (مانند خانواده و دوستان مفید) می‌توانند با استرس‌های ناباروری کنار بیایند، در حالی که دیگران، به‌ویژه آن‌هایی که پریشانی را تجربه می‌کنند، ممکن است از مشاوره استفاده نکنند، زیرا در مورد چگونگی انجام آن مطمئن نیستند که چنین کمکی دریافت کنند (مثلاً با چه کسی تماس بگیرید).

ویژگی های خاص مشاوره روانشناسی در ناباروری

تمایل به فرزند برای بسیاری از افراد یک آروزست و اگر این آرزو برآورده نشود و مشکل ناباروری آشکار شود، ممکن است منجر به جراحت خود(محوری/شیفتگی) شود که اعتماد به نفس را کاهش می دهد. ممکن است ناامیدی ایجاد شود. بیماران ممکن است احساس گناه کنند. ممکن است ناامیدی و اندوه رو تجربه کنند. و مشکل ناباروری به مشکلی در روابط همسران تبدیل می شود.

نویسنده: هریبرت کنتنیچ

مترجم: نرگس حسینی نیا – روانشناس سلامت

در طول دو دهه گذشته پیشرفت های بزرگی در زمینه فناوری کمک باروری (ART) حاصل شده است. درمان هایی مانند لقاح آزمایشگاهی (IVF) و میکرواینجکشن (ICSI) امید جدیدی به بسیاری از بیماران نابارور داده است. این خطر وجود دارد که تأثیر هیجانی ناباروری نادیده گرفته شود، بطوری که این مشکل به یک مشکل بیولوژیکی یا پزشکی تقلیل می یابد. با این حال، علاوه بر اقدامات پزشکی لازم، باید بر روی نیازهای روانی و هیجانی بیماران نیز تمرکز کرد، مسائلی مثل:  درک بی فرزندی، • دادن اطلاعات و اطمینان از پردازش آن، • مشاوره مفاهیم، • مشاوره و/یا پشتیبانی • مشاوره درمانی مراقبت از نیازهای هیجانی بیمار مستلزم تداوم است و نباید به عنوان یک رویداد تلقی شود. مشاوره روانشناسی در ناباروری با سایر مشاوره ها با توجه به ویژگی های زیر متفاوت است: (الف) تمرکز اصلی مشاوره یک آرزو یا هدف برآورده نشده در زندگی است. نتیجه این است که مشاوران، نه چندان با هدف یافتن یک تشخیص، بلکه بیشتر با رنج تعریف شده ذهنی که توسط ویژگی‌های مختلف شخصی و روانی اجتماعی تعیین می‌شود، سروکار دارند.

(ب) هدف، آرزوی داشتن فرزند؛ ایجاد شخص سومی است که هنوز وجود ندارد و نمی تواند در فرآیند تصمیم گیری و درمان شرکت کند. مسائل اخلاقی خاصی ناشی از غیبت شخص سوم است. برخی از مسائل اساسی که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از: بهترین منافع کودک، محیط خانوادگی که کودک با استفاده از روش های کمک باروری در آن متولد می شود و هرگونه تضاد و تضاد احتمالی بین خواسته های بیمار و منافع فرضی کودک.

(ج) درمانِ آرزوی برآورده نشده برای داشتن فرزند، اغلب شامل چرخه‌ی مداخلات مکرر است که می تواند موفقیت آمیز باشد، اما اغلب چنین نیست. این فرآیند طولانی مدت، استرس های هیجانی خاصی را همراه با یاس و ناامیدی احتمالی ایجاد می کند.

د) اقدامات تشخیصی و درمان پزشکی در ناباروری تأثیر مهمی بر زندگی صمیمی/عاطفی بیماران دارد. بنابراین، پویایی روابط زوجین، تمایلات جنسی، توانایی کنار آمدن با اثرات روانی و هیجانی ناشی از این فرآیند باید علاوه بر دوره درمان و گزینه های درمانی آتی مورد توجه قرار گیرد.

افسردگی

اگر افسردگی دارید، احتمالاً می‌دانید که کاملاً شایع است. اما شاید ندانید که شیوع آن چقدر است. اکنون افسردگی عامل اصلی ناتوانی در جهان است- حدود ۳۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، از هر بیست آمریکایی بالای دوازده سال یک نفر را شامل می‌شود.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

داروهای ضد افسردگی در کوتاه‌مدت برای افراد به شدت افسرده، مفید هستند اما برای بسیاری از آن‌ها پاسخگو نیستند. اثرات آن برای اکثر افراد زیاد نیست و استفاده طولانی مدت یا با دوز بالا، با خطر فهرست بلندی از عوارض جانبی از جمله اختلال عملکرد جنسی و افزایش خطر عود، همراه است. روان‌درمانی دارای اثرات جانبی پایین‌تر و مزایای بیشتر بعد از درمان است و در کوتاه‌مدت برای افسردگی موثر تشخیص‌داده شده است. محققان هنوز در تلاشند تشخیص دهند که آیا ترکیبی از درمان با دارو برای افسردگی شدید وجود دارد یا نه، اما این ترکیب برای افسردگی خفیف، تأثیر قابل توجهی ندارد. مهم است که قبل از موافقت با هر دوره درمانی، تحقیقات موجود را به بهترین وجه بررسی کنید.

[adrotate banner=”3″]

ممکن است شما در حال حاضر تحت درمان باشید یا ممکن است در نظر داشته باشید که چه نوع درمانی را انتخاب کنید، بنابراین اجازه دهید در مورد ACT در مقابل گزینه‌های دیگر راهنمایی کنم. شکل اصلی درمانی که برای سال‌های طولانی برای افسردگی تجویز می‌شود، CBT سنتی بوده و بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که می‌تواند منجر به نتایج خوبی شود. اما چرا کارهای سنتی CBT هنوز گیج‌کننده است. همانطور که قبلاً بحث شد، بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که مزایای CBT عمدتا به عناصر رفتاری، و نه بازسازی افکار، مربوط است. در همین حال، ده‌ها آزمایش تصادفی اثرات ACT بر افسردگی را اندازه گیری کرده‌اند و تاکنون ACT به همان اندازه CBT موثر شناخته شده است. علاوه بر این، ما در مورد چگونگی عملکرد آن بیشتر می‌دانیم- زیرا انعطاف‌پذیری روانی را توسعه می‌دهد، که تمرکز واضح‌تری را بر روی تغییر اهداف فوری، ایجاد می‌کند.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

به عنوان مثال، همانطور که اشاره شد، نشخوار فکری یکی از عوامل اصلی ابتلا به افسردگی است. تحقیقات ACT بخشی از دلیل آن را کشف کرده است. محققان، افرادی که فقدان بزرگی را تجربه کرده بودند، مورد بررسی قرار دادند تا ببینند آیا نشخوار فکری منجر به افسردگی آنها شده است یا خیر. پاسخ مثبت بود، اما فقط اگر برای اجتناب از هیجانات دشوار، نشخوار کنند. اگر ذهن شما بارها و بارها به سادگی و بدون تلاش برای اجتناب از درد، به فقدان (از دست دادن) برگردد، در نهایت نشخوار فکری کاهش یافته و در صورت وجود، آسیب زیادی وارد نمی‌کند.

[adrotate banner=”3″]

فرض کنید فقدان بزرگی مانند خودکشی دوست صمیمی را تجربه کرده‌اید. همه ما تعجب خواهیم کرد، “آیا چیزی از دست رفته است؟” یا “چرا من با او تماس نگرفتم و حال او را جویا نشدم؟” اگر برای اجتناب از درد ناشی از این فقدان، گذشته را دوباره زنده می‌کنید، همچنان نمی‌توانید با احساس علاقه‌ای که نسبت به دوست خود دارید، ارتباط برقرار کنید. احتمالا برای حمایت، کمتر به دوستان دیگر خود نزدیک خواهید شد. شما در معرض وضعیت پر ریسکی هستید که ما آن را افسردگی می‌نامیم.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

ACT با CBT سنتی مرتبط است، بنابراین بسیاری از درمانگران CBT مایل به استفاده از ACT برای تکمیل عناصر CBT هستند که ما می‌دانیم مفید هستند، به ویژه عناصر رفتاری. چرخش‌های انعطاف‌پذیری به راحتی می‌توانند تقریباً با هر روش معتبری ترکیب شوند. یک مثال قابل ارائه، یکی از بهترین انواع درمان افسردگی با عنوان فعال سازی رفتاری[1] (BA) است. در تحقیقاتی که آن را با ACT ترکیب نموده‌اند، نتایج بزرگی یافت شده است.

[adrotate banner=”3″]

فعال سازی رفتاری (BA) توسط زنده یاد نیل جاکوبسون[2]، دوست خوبی که به عنوان یک کارآموز با من همکاری داشت، ایجاد شد. او تمرین‌های پذیرش را با روش‌هایی برای کمک به بیماران برای انجام کارهایی که بیشتر به آنها اهمیت می‌دهند، ترکیب کرد و بر رفتارهای جایگزین تمرکز کرد. اگر کسی در تلاش است برای فرار از احساس افسردگی دیر به خواب برود، ممکن است یک رفتار جایگزین مانند پیاده روی صبح زود توصیه شود. بطور کلی یک برنامه فعالیت‌های جایگزینی مثبت، برای کمک به حرکت رو به جلو به سمت اهداف ایجاد می‌شود. اجتناب، هیجانی دلسرد کننده است.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

فعالسازی رفتاری (BA) و ACT در مورد بی فایده بودن تلاش برای تغییر مستقیم محتوای افکار موثر در افسردگی و همچنین کمک به مردم برای دیدن تأثیرات منفی استراتژی‌های اجتناب، توافق دارند. ACT تمرین‌های گسلش، خود و حضور در لحظه را اضافه کرده و تاکید دارد اقدام‌ها باید در خدمت زندگی ارزش مدار باشند. این مهارت‌ها به افراد کمک می‌کند تا متعهد به انجام رفتارهای جایگزین شوند. اگر در دوره درمانی فعالسازی رفتاری (BA) هستید، با درمانگر خود در مورد نحوه افزودن ACT به آن صحبت کنید.

[adrotate banner=”3″]

نمی‌توانم اجازه دهم که این بخش بدون تعریف مختصری از نیل تمام شود، زیرا او یکی از طرفداران اولیه ACT بود. نیل در مورد دومین مطالعه بزرگش روی BA با من تماس گرفت که نشان می داد BA از رفتار درمانی شناختی که پیچیده بود، بهتر بود. او به من گفت که زمان آن فرا رسیده است که “انقلابی بافتاری” را با ترکیب روش‌های اولیه ACT من با BA و سایر روش‌های جدید CBT که اخیراً توسعه یافته است، انجام دهم. من با هیجان موافقت کردم و برای ترسیم طرحی انقلابی، برای چند هفته بعد پروازی به سیاتل رزرو کردم. اما نیل به طرز فجیعی چند روز قبل از آن پرواز بر اثر حمله قلبی درگذشت. من سرانجام ورود موج سوم CBT (با الگوی اصلی ACT) را خودم اعلام کردم، اما اگر این جنگجوی دانشمند زنده می‌ماند، موج سوم مطمئناً به حد زیادی سود می‌برد!

[1]. Behavioral Activation

[2]. Neil Jacobson

سلامت روان

شرایط سلامت روانی در رسانه‌های عمومی و حتی در بحث‌های آزاد محققان به عنوان بیماری مشخص شده ‌است، به طوری که افسردگی، وسواس و اعتیاد با سرطان یا دیابت قابل‌مقایسه هستند. اما چنین نیست. برای واجد شرایط بودن به عنوان یک بیماری، شرایطی وجود دارد: علت، منشأ شناخته شده‌ای (علت شناسی) وجود داشته باشد، از طریق فرایندهای شناخته شده (یک دوره) بیان شود و به روش‌های خاص به درمان پاسخ دهد.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

شرایط سلامت روانی با این معیارها مطابقت ندارد. جامعه پزشکی در واقع از آنها به عنوان سندرم یاد می‌کند و تقریباً از طریق لیست علائم تشخیص داده می‌شوند. گفته می‌شود اگر افراد کمی بیشتر از نیمی از علائم لیست را نشان دهند، به یک بیماری مبتلا می‌شوند.

[adrotate banner=”3″]

گروهی از روان‌پزشکان و روان‌شناسان که وظیفه ایجاد جدیدترین مجموعه اسامی برای سندرم‌ها را دارند، این مسئله را به خوبی می‌دانند. مقاله‌ای از سوی توسعه دهندگان خاطرنشان کرد: درمان سندرم‌ها به گونه‌ای که گویی معادل بیماری‌ها هستند “احتمالاً تا روشن کردن یافته‌های تحقیقات، مبهم است” زیرا تحقیقات مبتنی بر آنها” ممکن است هرگز در کشف علت شناسی بنیادین آنها موفق نباشد. برای این که این اتفاق رخ دهد، ممکن است، نیاز به تغییر پارادایم هنوز ناشناخته باشد. من و همکارانم موافق هستیم و تلاش کرده‌ایم تا یک رویکرد مبتنی بر فرآیند را برای درک شرایط سلامت روانی ایجاد کنیم.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

درک عمومی از سلامت روان بیش از حد در مسیر پزشکی قرار گرفته است. به عنوان مثال یک ایده وجود دارد که شرایط سلامت روانی و اعتیاد به طور اساسی توسط ژن‌ها تعیین می‌شوند. اکنون که می‌توانیم کل ژنوم صدها هزار نفر را نقشه‌برداری کنیم، می‌دانیم که کل سیستم‌های ژن تنها بخش کوچکی از بیماری‌های روانی یا اعتیاد را تشکیل می‌دهند. محیط و رفتار تأثیرات بزرگ‌تری دارند. در واقع، هیچ نشانگر بیولوژیکی مشخصی برای هیچ وضعیت سلامت روان متداولی یافت نشده است.

[adrotate banner=”3″]

نمونه‌هایی از چگونگی تعامل ژن‌ها و محیط توسط مطالعات ریسک خانوادگی ارائه می‌شود که نشان می‌دهد افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد “در کنار هم قرار می‌گیرند”. بنابراین اگر پدر شما همچون پدر من به الکل اعتیاد داشت، ممکن است شما نه تنها نسبت به الکل، بلکه به افسردگی و اضطراب آسیب‌پذیر باشید. برخی از این موارد از تفاوت‌های مشخص ژنتیکی ناشی می‌شود که سیستم عصبی، رویدادهای گذشته را به درد روانی پیوند می‌دهد. اگر شما “حساس (ریز بین)” هستید و می‌توانید به راحتی تجربیات خنثی را به وقایع بد بعدی متصل کنید، از نظر ژنتیکی آماده هستید که بیشتر تحت تأثیر رویدادهای روانی دردناک قرار بگیرید. اگر شما چنین گرایشی دارید اما در خانواده‌ای با سطح بالایی از مهرورزی و وابستگی‌های ایمن (روابط محکم و ایمن) رشد می‌یابید، ممکن است همه چیز خوب باشد. حتی وقتی اتفاقات بدی پیش می‌آید، اگر والدین شما از الگوی اجتناب تجربه‌ای پیروی نکنند، ممکن است مشکلی پیش نیاید. اما شخصی را در نظر بگیرید که از نظر ژنتیکی آمادگی واکنش در برابر حوادث منفی دارد را دارد؛ در نبود امنیت و مهرورزی است؛ با تجربیات دردناک یا آزار دهنده آمیخته شده، و یک گروه از سنت‌های (عادات) خانوادگیِ اجتناب و عدم انعطاف‌پذیری را به همراه دارد، بفرمایید، شما فرمول مشکلات روانی را دارید.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

مطالعات زیادی نشان می‌دهند که یادگیری مهارت‌های روانشناختی می‌تواند منجر به پیشرفت‌های چشمگیری در کنار آمدن با چالش‌های بهداشت روان شود که اغلب نتایج طولانی مدت بیشتر و عوارض جانبی کمتری نسبت به داروها دارند. شرایط سلامت روان اغلب با رفتارهای افراطی‌ای مشخص می‌شود که ممکن است در برخی زمینه‌ها سازگار باشد. به عنوان مثال، فکر کردن در مورد چگونگی یادگیری از اشتباهات گذشته چیز بدی نیست- اما اجازه دادن به اینکه به طور کامل در الگوی چرخه نشخوار فکری پیش برویم، افسردگی را پیش بینی می‌کند. مهارت‌های انعطاف‌پذیری به ما انگیزه می‌دهند تا افکار و رفتارهایی را که باعث می‌شوند مجموعه‌ای از موارد ناسالم را (که در ذهن) نگه می‌داریم، در نظر بگیریم و بر آن کاری که انجام می‌دهیم، تمرکز کنیم. این امر به طور طبیعی منجر به تعادل بهتر می‌شود که برای تکامل هدفمند، ضروری است.

[adrotate banner=”3″]

اگر با وضعیت سلامت روان‌تان دست و پنجه نرم می‌کنید، باید مطالعه کتاب‌هایی مانند این کتاب را به عنوان یک مکمل برای کمک‌های حرفه‌ای در نظر بگیرید، نه جایگزین آن. درمان به هنگام مبارزه، حیاتی است و بسیاری از مردم به دنبال آن نمی‌روند. متأسفانه دلیل اصلی این حذف، انگ است. تحقیقات نشان می‌دهد که در سراسر جهان، از هر ۵ نفر یک نفر در طی یک سال، یک چالش سلامت روان را تجربه می‌کنند، و از هر سه نفر یک نفر در طول زندگی خود نوعی چالش سلامت روانی را تجربه خواهد کرد. با این وجود، بسیاری از مردم درباره این شرایط، دیدگاه‌های قضاوت گونه دارند. بسیاری از افراد، مبارزات ذهنی را نقطه ضعف شخصیت می‌دانند. افراد مبتلا به بیماری روانی به عنوان افراد ناکارآمد، خطرناک یا بطور جبران ناپذیری خرد (شکسته) شده، برچسب گذاری می‌شوند که منجر به تبعیض در استخدام و فاصله اجتماعی می‌شود.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

نتیجه این است که افرادی که چنین شرایطی دارند اغلب علائم خود را حتی از دید عزیزان‌شان پنهان می‌کنند و از درمان یا حمایت اجتناب می‌کنند. در واقع، از هر پنج نفر فقط یک نفر از یک ارائه دهنده بهداشت روان کمک می‌گیرد. این یک فاجعه است، خصوصاً به دلیل اینکه درمان کاملاً مطلوبی از نظر علمی در دسترس است. به عبارت دیگر، کمک وجود دارد.

[adrotate banner=”3″]

انگ انگاری را می‌توان در قالب خود سرزنشی و حتی نفرت از خود، درونی کرد. پیام های فرهنگی نادرست (گمراه کننده) مانند “به افکار مثبت فکر کنید” فقط اجتناب بیشتر را تشویق می‌کند و اوضاع را بدتر می‌کند. ACT به مردم کمک می‌کند تا با درد لکه ننگ روبرو شوند و از پیام های غیرمفید استفاده نکنند.

یک عادت انعطاف‌پذیری مرتبط با عوامل استرس زا را تمرین کنید

کاری را که معمولاً انجام می‌دهید و به خودی خود استرس‌زا نیست اما به طور قابل توجهی با یک عامل استرس‌زا در ارتباط است را انتخاب کنید. فرض کنید یک عامل استرس زای صبح‌گاهی برای شما، رئیس‌تان است.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

ممکن است رانندگی به سمت محل کار، چیزی باشد که به آن مرتبط است. بگذارید بگوئیم شما به این دلیل که افکاری درباره اینکه رئیس‌تان چطور شما را قضاوت می‌کند دارید (مانند اینکه او فکر می‌کند من خیلی باهوش نیستم)، متوجه شدید مواجه شدن با رئیس‌تان تا حدی استرس آور است.

[adrotate banner=”3″]

هر روز هنگام رانندگی به محل کار در ماشین، چند دقیقه برای گسلش از این افکار وقت بگذارید. شاید بخواهید آواز خواندن در ماشین را تمرین کنید. او به اندازه کافی باهوش نیست را به صورت آهنگ با تن صدایی که دوست دارید بخوانید. چند روز بعد از این کار، ممکن است هنگام رانندگی به سمت محل کار، این عمل برایتان هم سرگرم کننده باشد و هم برای کاهش استرس‌تان مفید باشد.

بدن خود را بخوانید و آنچه مفید است را انجام دهید

دامنه توصیه‌ها در مورد رژیم و ورزش بسیار طاقت فرسا است. گرچه احساس می‌شود آنها با آخرین اطلاعات ایجاد شده‌اند و به خوبی توسط تحقیقات پشتیبانی می‌شوند، اما بسیاری از توصیه‌های رژیم غذایی توسط علم ثابت نشده است.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

بنابراین بسیاری از توصیه‌ها نیز، متناقض است. چربی افتضاح است؛ نه، بستگی دارد. شکر وحشتناک است، اما صبر کنید، شیرین کننده‌های مصنوعی سمی هستند.

[adrotate banner=”3″]

چیزهای منطقی‌ای را که دوست دارید امتحان کنید، انتخاب و با آنها آزمایش کنید. به یاد داشته باشید: تنوع، انتخاب، نگهداری. فقط آنچه مفید می‌دانید را نگه دارید. آنچه برای دیگران کار می‌کند، ممکن است برای شما خوب نباشد. به عنوان مثال، بسیاری از برنامه‌ها به شما می‌گویند که یک صبحانه کامل بخورید. اما من یک صبحانه بسیار سبک و خیلی دیر هنگام با چند گردو و یک سیب را دوست دارم. من به این نتیجه رسیدم زیرا می‌توانم در بدن خود احساس کنم که صبحانه سبک برای من بهتر است، و حتی می‌توانم بگویم که گردو نیز بهتر از آن است. من آن را دانش بدن[1] می‌نامم.

منبع: کتاب ذهن آزاد شده
سفارش این کتاب

من سال‌هاست که این الگوها را مشاهده و اصلاح می‌کنم (مثال‌های دیگر از دانش بدن خودم شامل کاهش آرد یا کاهش کل زمان مابین غذا خوردنم به کمتر از هشت ساعت است)، و من معمولاً از مطالعه‌هایی که با بدن خودم دیده‌ام شگفت زده نمی‌شوم. اما چند ماه پیش، از دیدن یک مطالعه جدید بزرگ که واقعاً ACT با گردو (منتظر آن بمانید) را آزمایش کرده بود، مبهوت شدم! در حالی که ACT به تنهایی از مراقبت معمولی بهتر بود، آنها با افزودن گردو نتایج بهتری را نیز مشاهده کردند. ظاهراً، من تنها کسی نیستم که بدنم به این روش واکنش نشان می‌دهد!

[adrotate banner=”3″]

ممکن است شما متفاوت باشید. از الگوی من پیروی نکنید: علم را تماشا کنید و چیزهای دیگر را امتحان کنید. به بدن خود توجه کنید و اجازه دهید بدن‌تان شما را آموزش دهد. شما همانطور که انتخاب می‌کنید، زندگی خود را کامل می‌کنید.

[1]. body knowledge

سخنی درباره‌ی وسوسه

همه ما ممکن است وسوسه شویم کاری انجام دهیم که می‌تواند برای روابط مخرب باشد: دروغ بگوییم، فریب دهیم، تسلیم شویم یا به همسر خود صدمه بزنیم. از دیدگاه ACT، هیچ چیز “اشتباه” یا “غیرطبیعی” در این مورد وجود ندارد. این تفکرات، احساسات و نیازها کاملاً طبیعی هستند.

[adrotate banner=”3″]

سؤال آن است که همیشه کدام­یک عملی است. اگر روی این تفکرات و احساسات تمرکز کنید، در کوتاه مدت ممکن است باعث رضایت شما شوند اما آیا در بلند مدت نیز باعث تقویت و عمیق شدن رابطه می‏شوند؟

منبع: کتاب درمان پذیرش و تعهد با عشق
سفارش این کتاب

نمی‌توانید وسوسه نشوید اما می‌توانید انتخاب کنید چگونه به این احساسات پاسخ دهید. برای مثال ممکن است احساس کنید می‌توانید با کسی دیگر رابطه جنسی داشته باشید اما نباید آن را انجام دهید. می‌توانید افکار و احساسات خود را کنترل و آگاهانه عمل کنید. از حالت پاسخ خودکار به حالت آگاهانه تغییر کنید و پاها و دستان خود را تحت کنترل بگیرید.

[adrotate banner=”3″]

سپس می‌توانید ارزش‌های خود را در مورد اعتماد، انصاف، یکپارچگی تنظیم کنید و عمل‌تان را بر پایه  این ارزش‌ها قرار دهید. اگر این کار را متناوباً انجام دهید، می‌توانید از نتایج مضاعف آن برخوردار شوید. نه تنها به شریک خود این امکان را می‌دهید که به شما اعتماد کند همچنین می‌توانید به خودتان اعتماد کنید، این یک موهبت بزرگ است. زندگی شما را در میلیون‌ها شیوه امتحان خواهد کرد و زمانی که با اطمینان به خود، عاقلانه پاسخ دهید، آن گاه از جانب خود خیال‌تان راحت خواهد بود.